اکبر عبدی و تبلیغات؛ هزار چهره ای که خودش برند تبلیغاتی بود/ هنرمندی که کمتر تبلیغ کرد، بیشتر تبلیغ شد!/ چرا برندهای بزرگ سراغ اکبر عبدی نرفتند یا او نخواست؟

تبلیغات نیوز- سعید میرشاهی: درگذشت اکبر عبدی، در دوم مرداد ۱۴۰۵، در 66 سالگی را نمی توان صرفاً پایان زندگی یکی از محبوب‌ترین بازیگران کمدی ایران دانست. او در چهار دهه فعالیت، برخلاف بسیاری از هم‌نسلان خود، هرگز به «چهره دائمی تبلیغات» تبدیل نشد. این در حالی است که شخصیت‌ها، دیالوگ‌ها و شیوه بازی او سال‌ها در تبلیغات، بازاریابی و فرهنگ عامه بازتولید شد. به بیان دیگر، اگرچه اکبر عبدی هرگز بازیگر پرکار تبلیغات نبود، اما یکی از اثرگذارترین بازیگران زبان و ادبیات تبلیغات محسوب می شود.

در روزگاری که بسیاری از سلبریتی‌ها همزمان سفیر چندین برند هستند، اکبر عبدی مسیر متفاوتی را پیمود. بررسی آرشیو رسانه‌ها نشان می‌دهد که او کمتر حاضر شد اعتبار حرفه‌ای خود را در اختیار برندها قرار دهد. با این حال، در موارد اندک نیز ویژگی همیشگی‌اش یعنی اعتماد را به همراه داشت.

آرشیوهای آنلاین نشان می‌دهد اکبر عبدی برخلاف بسیاری از بازیگران هم‌نسل خود، سابقه مستند و گسترده‌ای از همکاری با برندهای تجاری بزرگ ندارد و برخلاف چهره‌هایی مانند مهران مدیری، رضا عطاران یا محمدرضا گلزار، به چهره ثابت کمپین‌های تبلیغاتی تبدیل نشد.

چرا برندهای بزرگ کمتر سراغ اکبر عبدی رفتند؟

پاسخ به این پرسش را شاید بتوان در شخصیت حرفه‌ای او جست‌وجو کرد. عمو اکبر سینمای ایران، هیچ‌گاه تصویری از یک «سلبریتی تبلیغاتی» نساخت. او نه در موج تبلیغات تلویزیونی دهه ۸۰ حضور پررنگ داشت، نه در دوران اینفلوئنسرمارکتینگ، به چهره تبلیغاتی برندها تبدیل شد.

اگر ویدئوهایی در شبکه‌های اجتماعی نیز مرتبط با تبلیغات و اکبر عبدی ییافت شوند، در واقع تبلیغات یا ویدئوهای سفارشی هستند که منبع رسمی یا انتشار اولیه آنها قابل احراز نیست. به همین دلیل، نسبت دادن آنها به برندهای مشخص درست نیست.

شخصیت‌هایی که مهمان تبلیغات بودند

هرچند خود اکبر عبدی، برخلاف چهره سینمایی اش، چهره تبلیغات در بین برندهای ایرانی نبود، اما شخصیت‌ها، نقش ها و تیپ سازی های او تقریباً همیشه در تبلیغات حضور داشتند.

گریم زن در «آدم‌برفی»، تیپ‌های متنوع «هنرپیشه»، شخصیت‌های «اجاره‌نشین‌ها» و «اخراجی‌ها»، در تبلیغات محیطی، کمپین‌های دیجیتال، شبکه‌های اجتماعی و حتی شوخی‌های بازاریابی بازآفرینی شدند. در واقع، سرمایه تبلیغاتی اکبر عبدی، بیش از آنکه در حضور مستقیم او باشد، در حافظه جمعی مخاطبان نهفته بود.

انتقاد از اغراق تبلیغاتی: اکبر عبدی در مقابل تبلیغات؟!

شاید مهم‌ترین نسبت اکبر عبدی با صنعت تبلیغات، نه بازی یا حضور در یک آگهی بازرگانی، بلکه انتقاد صریح او از شیوه تبلیغ یک فیلم باشد.

اردیبهشت ۱۴۰۲، پس از اکران فیلم «فسیل»، در تبلیغات این فیلم از عبارت «نوستالژیک‌ترین فیلم کمدی تاریخ سینمای ایران» استفاده شد. همین جمله واکنش تند اکبر عبدی را برانگیخت و تأکید کرد که عبارت تاریخ سینمای ایران حرف کمی نیست. 80 سال بزرگ‌ترین کمدین‌های سینما و تئاتر در ایران کار کرده‌اند و با این حساب ما تا الان کاه‌گل لگد می‌کرده‌ایم؟ و سپس این پرسش را مطرح کرد که آیا این فیلم متر سینمای ایران است؟ او حتی به گوینده تیزر تبلیغاتی نیز کنایه زد و گفت کسی که این متن را می‌خواند، باید بداند درباره چه میراثی سخن می‌گوید.

این اظهارات واکنش تهیه‌کننده فیلم را نیز در پی داشت؛ به گونه ای که ابراهیم عامریان در پاسخ گفت این جملات، صرفاً بخشی از ادبیات تبلیغات هستند و نباید آنها را داوری تاریخی تلقی کرد. این جدال، یکی از معدود بحث‌های جدی درباره مرز میان «تبلیغ» و «اغراق تبلیغاتی» در سینمای ایران بود.

سرمایه‌ای که قابل خریدن نبود

شاید مهم‌ترین ویژگی اکبر عبدی برای دنیای تبلیغات این باشد که سرمایه اصلی‌اش «اعتماد» بوده است، نه تعداد قراردادهای تبلیغاتی.

او می‌توانست با یک نقش کوتاه، مخاطب را بخنداند، اما کمتر حاضر شد این سرمایه را به کالایی برای فروش تبدیل کند. همین موضوع باعث شد برخلاف بسیاری از چهره‌های هم‌دوره، نام او با انبوهی از کمپین‌های تجاری گره نخورد.

امروز که صنعت تبلیغات بیش از هر زمان دیگری به چهره‌ها وابسته است، کارنامه اکبر عبدی یادآور این واقعیت ساده است که گاهی ارزشمندترین دارایی یک هنرمند، تبلیغ نکردن برای هر برند و هر محصول است. شاید به همین دلیل، او بیش از آنکه «چهره تبلیغاتی» باشد، به یک «سرمایه فرهنگی» تبدیل شد که هنوز هم برای میلیون‌ها ایرانی، با یک لبخند، یک گریم یا یک دیالوگ زنده می‌شود.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا