از دیوید راکفلر تا مرحوم اسدالله عسگراولادی: رازهای موفقیت چهره های تاثیرگذار در تجارت، تبلیغات و بازاریابی

درگذشت یکی از مشهورترین تاجران ایرانی طی دهه های گذشته، ولو آنکه مستقیما در حوزه تبلیغات تجاری فعال نبوده باشد، موضوع مهمی است؛ چراکه آنچه وی به آن مشهور بود، یعنی "سلطان خشکبار"، پسته، زیره و "آقای بازار"، سهم مهمی در تجارت، بازاریابی و تبلیغات کشور داشته است؛ از این رو، نام اسدالله عسگراولادی را نیز می توان در زمره چهره های اثرگذاری دانست که با فعالیت در بازار و ارتباط گسترده با خارج از کشور، قبل و بعد از انقلاب، در صنعت تبلیغات و بازاریابی کشور موثر بوده اند.

به گزارش تبلیغات نیوز، اسدالله عسگراولادی تاجر مشهور و یکی از بزرگترین صادرکننده‌های ایران، عصر جمعه، 22 شهریورماه 98 در سن ۸۶ سالگی درگذشت.

زندگینامه

وی متولد ۱۳۱۲ در تهران بود. بر خلاف برادر بزرگترش حبیب الله که بیشتر در سیاست فعالیت می‌کرد و در سال ۱۳۹۲ درگذشت، از ابتدا محور فعالیت‌های خود را بر اقتصاد گذاشت، هرچند مانند برادر خود از پیش از انقلاب به عضویت حزب موتلفه اسلامی درآمد.

عسگر اولادی در تمام دهه‌های گذشته، نام خود را به عنوان یکی از اصلی‌ترین صادرکنندگان ایرانی مطرح کرد و چندی قبل اعلام کرد که بیش از شش دهه صادرات داشته است. صادرات پسته، زیره و میوه‌ خشک اصلی‌ترین فعالیت‌های اقتصادی عسگر اولادی را در تمام سال‌های گذشته را تشکیل می‌دادند و وی برای مدتی طولانی اصلی‌ترین تاجر ایرانی بود که در بازار چین حضور داشت.

این ارتباط قوی و گسترده باعث شد عسگر اولادی در طول تمام سال‌های گذشته، رییس اتاق بازرگانی ایران و چین باشد اما در نهم شهریور امسال و چند روز پیش از بستری شدن در بیمارستان، کرسی خود را به مجیدرضا حریری سپرد و به عنوان رییس افتخاری اتاق بازرگانی ایران و چین انتخاب شد.

اسدالله عسگر اولادی در اسفند ماه سال گذشته، برای آخرین بار در انتخابات اتاق بازرگانی تهران نیز کاندید شد ولی رای لازم برای ورود به اتاق را به دست نیاورد.

ثروتمند نیستم، مجتهدم و به قول برخی سلطان

وی در آخرین مصاحبه اش گفته بود: «خیلی ها مرا جزء ثروت‌مندترین های ایران می‌دانند. اما من ثروت‌مند نیستم چون ثروت‌مند کسی است که دارایی انباشته داشته باشد و دارایی انباشته یعنی این که صدها برابر نیازت پول داشته باشی و این پول در بانک به صورت سپرده یا به شکل مستغلات باشد. حال آن که من در هیچ بانکی چه داخلی و چه خارجی سهام و سپرده ندارم. اما خود را مستغنی می‌دانم. یعنی نیاز به کسی یا بانکی ندارم. من تاجرم. کارم هم خشکبار است. پسته، بادام، زیره و خرما. در این زمینه هم خبره‌ام و خود را مجتهد می‌دانم. حالا بعضی به این تخصص لقب "سلطان" داده‌اند و به من سلطان زیره یا خشکبار می گویند.»

کلاس درس راکفلر

اسدالله عسگراولادی در سن جوانی  به آمریکا سفر کرد و بر لوح نصب شده بر مجسمۀ دیوید راکفلر بانک‌دار مشهور آمریکایی (که در 30 اسفندماه 1395 در 101 سالگی درگذشت)، به نقل از او خواند. راز موفقیت راکفلر در سه جمله بوده است: «زودتر از دیگران مطلع شدم، زودتر از دیگران تصمیم گرفتم و وقتی تصمیم گرفتم چشم خود را بستم و عمل کردم».

بر خلاف برخی نگرش های افراط گرایانه و یکسویه نسبت به غرب و چهره های مشهور و موفق غربی که موجب پرهیز از درک و فهم موفقیت های آنان می شود، اسدالله عسگراولادی، این سه عبارت را به عنوان درس های مهم از راکفلر که معمولا در کشور ما از وی به عنوان نماد تجمل غرب گرایانه نام برده می شود، آموخت و به آن عمل کرد.

عسگراولادی درباره رازهای موفقیت خود به طور خاص گفته بود: «هر درآمدی که به دست آوردم چند قسمت کردم. بخش اول برای هزینه های خانواده و امور جاری. بخش دوم سرمایه‌گذاری در همان کار برای ادامه و توسعۀ آن. بخش سوم را اما ملک خریدم و چهارمی را به امور خیریه اختصاص دادم و اگر مشمول خمس می‌شد بخش پنجم هم برای خمس مال یا وظایف شرعی دیگر و همین‌ها پولم را بابرکت کرد.»

 

 

باخبر، سحرخیز و فعال

اسدالله عسگراولادی ادبیات تجارت بین‌المللی را به‌خوبی می‏‌دانست. برای رفتارش هیچ پرده‌پوشی نداشت. در‌ مورد دلایل رشدش یک بار گفته بود که از راکفلر الگو گرفته که توصیه کرده بود همیشه باخبر، سحرخیز و فعال باشد.

ماجرای بنز معروف و درس های تجارت و تبلیغات

تا روزهای پایانی عمرش مدعی بود که هیچ بدهکاری و زیانی ندارد. شریک اصلی او یک بازاری گمنام است. یعنی بازاری که ترجیح داده بود چندان در ویترین نباشد. آقای شمس‏فرد تا آخرین روزهای زندگی اسدالله به او وفادار ماند و ویترین تجارت را به اسدالله سپرده بود. همیشه ماشین بنز سوار می‏‌شد. گاهی بنز سیاه و گاهی سفید. در مورد استفاده از این ماشین هم گفته بود: «وقتی یک تاجر خارجی برای مذاکره به ایران می‏‌آید و ببیند من بنز سوار نیستم و در بهترین هتل برایش قرار نمی‏‌گذارم دیگر به من اطمینان نمی‏‌کند. بنابراین بنز سوار می‏‌شوم. نه الان در دهه‌های ۵۰ و ۶۰ هم بنز سوار بود. من پز بی‏‌پولی نمی‏‌دهم.»

توصیه به جوانان جویای نام

او به همین اندازه صادق بود. بارها به جوان‌ترها توصیه کرده بود برای موفقیت چند کار را فراموش نکنید: «بیش از ۱۵درصد از دارایی‏‌های خودتان را نسیه یا قرض ندهید. صبح اول وقت سر کار باشید. از همه جا خبر بگیرید. من حتی در مجلس ختم هم در حال جمع‌آوری خبر هستم. نماز بخوانید و از همه مهم‌تر این که دور زن را خط بکشید. یک ازدواج بکنید و به آن وفادار باشید.» سلوکش در سراسر عمر همین ماند.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا